پسرکم ۵۴رو از تولدت میگذره...الان نزدیک یه ماهه که نتونستم برات چیزی تو وبلاگت بنویسم...کولیکت واقعا اذیتت میکنه و خیلی وقتها شبها بیداری و گریه میکنی...عزیز جونم عروسک دلبندم روزها نیییلی زود میگذرن...الان دیگه سرت رو راحت میچرخونی و زبون در میاری و میخندی برامون...عزیز جونمـ من رو که خیلی خوب میشناسی وبا نگاهت دنبالم میکنی..عششششقکم خیییلی دوستت دارم.