نیکان طلام هشت ماهه میشه
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 3:50
نیکان طلام هشت ماهه میشه.. نیکان مامانی سه ماه بود که برات تو وبلاگت چیزی ننوشتم..روزهای زیادی گذشته...واکسن شش ماهگی رو زدی و سوپ میخوری و آغاز کردی صدای بابا میزنی...ماما میگی قربون صدات برم الهی...خیلی شیرین کاری در میاری...قل میخوری اینور و اون ور میری جونکم...شیرین طلام حسااابی میخندی برامون......
نیکان طلام هشت ماهه میشه..
-
تاریخ: 1400/5/28 ساعت: 17:08
نیکان طلام هشت ماهه میشه.. نیکان مامانی سه ماه بود که برات تو وبلاگت چیزی ننوشتم..روزهای زیادی گذشته...واکسن شش ماهگی رو زدی و سوپ میخوری و شروع کردی صدای بابا میزنی...ماما میگی قربون صدات برم الهی...خیلی شیرین کاری در میاری...قل میخوری اینور و اون ور میری جونکم...شیرین طلام حسااابی میخندی برامون......
نیکان طلا در پنج ماهگی
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 20:46
نیکان طلا در پنج ماهگی عزیز جونکم...قربون پسر شیرینکم دیگه الان راحتتر میری سر شکم...نفسکم الان شیرین بازیهات گل کرده...اومدیم بهبهان برای تاسوعا و عاشورا...هشتم نهم مهرماه ۹۶شده و دیگه پنج ماهت کامل شده..کم کم شروع کردم بهت سرلاک قاطی با شیر میدم...عزززیزززک قندیم حسابی بازیگوش شدی و کم شیر میخوری....
نیکان قندی و اصفهان
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 20:18
نیکان قندی و اصفهان پسر گل مامانی سلاااام جیگرکم...شهریور ماه ۹۶هم رسید...جیگ مامانی بزرگتر شدی و میتونی بری سر شکم...کتاب خوندن رو دوست داری و تلوزیون هم برات خیلی جالبه...روز پنجشنبه ۲۳شهریور ماه من و تو و بابایی اومدیم اصفهان...قربووون مسافر کوچولومون برم الهی..تو شیرینترین بچه دنیایی...همه تو اص...
نیکانی قندی ۳۷هفته ای میشود..
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:10
نیکانی قندی ۳۷هفته ای میشود.. پسرکم امروز چهارشنبه ۳۰فروردین هستن و ۳۷هفته و دو روزه شدی جونکم..عشق دلم روز یکشنبه ۲۷ام که ۳۶هفته و ۶روز بودی رفتم پیش دکتر ملکی سونو انجام دادم و گفت پسرک قندیمون ۲۴۰۰شده..قربوون پسر قوی خودم برم که یه روزی نخودکی بودی جونم..عشقکم نفسم پسرکم دکتر گفت که سر پا وایسادی...
نیکان جونم ۵۴روزه میشه
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:10
نیکان جونم ۵۴روزه میشه پسرکم ۵۴رو از تولدت میگذره...الان نزدیک یه ماهه که نتونستم برات چیزی تو وبلاگت بنویسم...کولیکت واقعا اذیتت میکنه و خیلی وقتها شبها بیداری و گریه میکنی...عزیز جونم عروسک دلبندم روزها نیییلی زود میگذرن...الان دیگه سرت رو راحت میچرخونی و زبون در میاری و میخندی برامون...عزیز جونمـ...
شیرینک ۱۰هفته ای
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:10
شیرینک ۱۰هفته ای سلااااام شیرینک قندیم...مامان جونم ۱۰هفته از تولدت گذشته...عزیز جونم تو این مدت خنده های زیبات حسااابی ما رو خندونده و دیدن گریه هات برامون عذاب آور بود...کوچولوی نازم بهترین لذت دنیا رو وقتی میبرم که بغلت میکنم..نفسکم تو بغلم وقتی آروم میشی احساس میکنم که دنیا رو دارم...قشنگکم شبها...
پسر مامانی و تابستان ۹۶
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:10
پسر مامانی و تابستان ۹۶ جون جونی مامانی الان داریم مرداد ماه رو رد میکنیم..قندون طلام ختنه شدی و واکسن دو ماهگیتم زدی..جان جانانم نزدیک سه هفته طول کشید تا حلقه ختنه ات افتاد...پسرکم تو این مدت خیلی چیزهای جالب یاد گرفتی...بیشتر توجه میکنی و برامون با خنده های نازت دلبری میکنی..با دستات جغجغه رو میگ...
لییییموی شیییطون مامانی
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 10:35
سلاااام بیبی قشنگم...چند روز بود نتونسته بودم بیام برات بنویسم...قندک خونمون این هفته 12هم تمام شد لیمو ترشکم و دیروز که 11هفته و 6روز بود رفتیم سونو...واااای قند تو دلم آب میشد وقتی میدیدم چطوری میپری بالا و میای پایین..عزززیزززکم مامانم و بابای بوووسی هم باهام اومدن..خیییلی حس خوبی بود..هممون خوشح...
میگووووی مامانی
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 11:08
سلاااام بیبی قشنگوی خودم.این هفته داری اندازه یه میگوی فسقلی میشی جووونکم...بیبی گلم داری مو در میاری خوشگلم..میدونی موهات اندازه کرک هلو میشه این هفته..آخ دلم وقتی هلو میبینه ذوق مرگ میشه..بیبی نازم این هفته سرما خوردم...مامانی شیرینکم مجبورم دارو بخورمبیبی مامانی شبها یه کووووچووولو بخواب تا منم ب...
یک هفته بعد...:-):-)
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 18:05
از شنبه هفته پیش یعنی روز 3مهر من و بیبی شروع به کار کردیم...روز دوشنبه هم که وارد 9هفته شدیم و شدیم اندازه یه تووت فرنگی:-):-)عااااشقتم توت فرنگی..بیبی یه شب خوبه و یه شب هم شیطونیش میگیره...روز جمعه ۹مهر ماه هم که بیبی رو بردیم جشنتجلیل پزشکان رامهرمز..خیلی خوشحال شدم که یکی از استادهامو اونجا دید...
قربووون بیبی ماجراجوی خودم
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 19:35
بالاخره روز شنبه و یکشنبه اسباب کشی انجام شد ..کلی کار داشتیم ولی خانواده ها اومدن کمک..منم که همچنان استراحت مطلق بودم...خیییلی سخت گذشت...امیدوارم با جای جدیدمون کنار بیام...بیبی قشنگوی ناز خونمون هم رفت خونه جدید...ایشالله اینجا قراره بدنیا بیاد:-):-)
لوبیای مامانی و ضربان قلبش
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 19:35
روز دوشنبه بعد از ۲۵روز اومدیم بهبهان..این اولین سفر بیبی قشنگو به شهر خودش بود:-):-)رفتیم پیش دکتر ملکی برای سونو ...وای اینقدر آب خورده بودم که داشتم میترکیدم ولی خدا رو شکر سونو انجام شد و بیبی کوچولوی 11میلیمتری رو بالاخره دیدیم...واااای قربووون قلبش برم که 139تا میزد:-):-)وااای جووونم خوشحالی ر...
لوبیای خووونمون و اولین عروسی
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 19:35
امروز 30شهریور سه شنبه بود و عید غدیر...رفتیم عروسی عبدالله...این اولین عرووووسی بیبی قشنگو بووود...عزززیزززم ایشالله عروسی خودت لووووبیای مامانی:-*:-*:-*
قربوووون قلب تمشک خونموووون
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 14:39
بیبی قشششنگوی من امروز شدیم 6هفته و دو روز ..هفته دیگه قراره بریم قلب خوشگلت رو توی سونوگرافی ببینیم..قربووون قلبت برم ..
تمشک مامانی و اسباااااب کشی
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 14:39
تمشک خووونمون امروز رفتیم خونه جدید پیدا کردیم...دلم واسه اینجا خیییلی تنگ میشه...الان واقعا دلم گرفته...خودمم نمیتونم کاری کنم...اینجا خیییلی برامون خوب بود دلم میخواد اونجا هم مثل اینجا دوست داشته باشم..یه مقدار دلشوره دارم تمشک خونمون..انشالله به خیر میگذره..
تمشک خوووونمون.
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 13:20
امروز هفته شش تمام میشه و بیبی جووونم وارد هفته هفتم میشه..این هفته اندازه تمشک میشهعااااشقتم تمشک مامان..
هورااااا بیبی قشنگو..
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 11:46
بیبی قشنگ نازم مرسی که اومدی...خیلی دوستت دارم..توی سایتها نوشته الان توی هفته پنجم اندازه یه کنجد هستی...کنجد خوووونمون عااااشقتم...بیبی قشنگو راستی میدونی من بابای بیبی قشنگو رو خییییییییییلی دوست دارم ..همه زندگیمه بابای خونمون
بیبی قشنگوووو تنهامون نذاری فسقل..
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 11:46
بیبی قشنگو الان توی هفته پنجم هستیم...کنجد مامانی اطراف ساکی که خونه تو میشه لخته خون دیده میشه..خیلی ناراحت شدم کنجد خوشگلکم...فقط تلاش کن و بمووون...خوشگل خونمون خیییلی دوستت دارم دلم نمیخواد از پیشم بری..دیشب تا ساعت 1طول کشید تا داروها را بابای ناز خونمون گرفت و استفاده کردم...فعلا هم که در حال ...
عدس مامانی و جلسه آزمووون
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 11:46
قندک مامانی امروز 19شهریور 5هفته و 4روزه شدی.عدسی مامان جووون امروز با من از صبح سر جلسه آزمون استخدامی بوده و کمک مامانی کرده تا جوابها رو زودی بزنه و بیادتااازه عدس مامان امروز یه تیکه موز خوردم..اگه بدونی چقد خوشمزه بود.