خیلی ناراحت شدم کنجد خوشگلکم...فقط تلاش کن و بمووون...خوشگل خونمون خیییلی دوستت دارم دلم نمیخواد از پیشم بری..دیشب تا ساعت 1طول کشید تا داروها را بابای ناز خونمون گرفت و استفاده کردم...فعلا هم که در حال استراحتم جیگر مامان...من تلاشم رو میکنم ولی تو مقاوم باش شیرینکم..
برچسب:
نویسنده: پرهام رحمانی